مسؤلین؟ پرمدعای شهرستان محروم چاراویماق بیدار شوید
مسؤلین؟! پرمدعای شهرستان محروم چاراویماق با این همه بودجه چکار میکنند؟ خوابند یا بیدار؟ چرا از قابلیتهای منطقه ناآگاهند؟ لااقل نگاهی به آماری که خودشان دادهاند بیندازند
منه دینمهیین من یۇردومدان غۆربته گلمیشهم
ائله اوْنا گؤره یاز بۇلۇدو کیمی دوْلمۇشام
یئل اوْلماسا من آغلاماغا گلمیشهم
یۇردۇ گؤرۆب غۆربته من یانماغێما گلمیشهم
بیر نئچه سؤز فارسجا یازیم اوْلۇکی داش اۆرهگلی مسؤللارێمیزدان اوْخۇخایانێ اوْلا:
از اول بهار هر بار که به روستا زنگ میزدم همه نالان از عدم بارش و خشکسالی بودند تا اینکه دو هفته قبل بنا به کاری و با ذوق و شوق تمام دوباره سفری به وطنم چاراویماق و روستایمان کردم. نزدیک صبح که به قرهآغاج نزدیک میشدیم داخل اوتوبوس از سرما لرزه بر انداممان افتاده بود و با روشن شدن هوا این لرزه بیشتر شد اینگار در کویر لۆت راه میپیمودیم همه جا خشک مانند و بیرمق و از سرسبزی بهاری سالهای گذشته خبری نبود. باری مزارع گندم و ... در حد رشد یک وجب شروع به زرد شدن کردهاند و از علوفه و نباتات خودرو به مقدار اندک و در حد پاییزی دیده میشود بالاخره به قرهآغاج میرسیم همه نالان چه مغازهدار چه کشاورز و چه دامدار، مردم در یک ناامیدی مطلق که امسال چه میشود؟. نزدیک ظهر هوا پر از ابر میشود ولی کسی را خوشحال نمیبینم و به زودی دلیل آنرا مییابم، بادی تند برمیخیزد و آنهمه ابر غلیظ با تعدادی قطرات قابل شمارش منطقه را ترک میکند، اهالی میگویند این کار همه روزه اتفاق میافتد.
فضای شهر را هنوز انتخاباتی میبینی عکس و نوشته و دیوار نویسی و در نویسی؟؟!!!
اصلا باورم نمیشود اینجا قرهآغاج است از چند نفر که از روستایمان آمدهاند وضع روستا را میپرسم همه نگران و ناراحت:
-"هئژزاد یوخ" میگویند
مگر میشود روستاهای داغ کند نیز چنین باشند هر چه باشد باز هم آنجا کوهستانی است در مقابل آران وضع خوبی باید داشته باشد.
در شهر همه حرف از خشکسالی میزنند مغازهدارها دیگر نسیه نمیدهند و نالان از عدم وصول به موقع نسیههای سال گذشته، روستائیان نالان از بیحاصلی مزارع و ارزان شدن دامها در بازار و گرانی تغذیه حیوانات و علوفه
بعضیها دامهای خود را به هر قیمتی فروختهاند چرا؟ چون در مراتع آنان خبری از علوفه نیست و خرید آن هم گران است.
شنبه بازار قرهآغاج، پر شده است از گاو و گوسفندو بز فروشی و آن هم به طور دسته جمعی یعنی طرف همه دامهای خود را یک جا میفروشد. ولی کو خریدار؟ سالهای قبل اگر چنین موردی پیدا میشد میگفتند "بازارا ائولی داواری گلیب" و مشتری پشت سر مشتری صف میکشید.
در بازار تنها مردم را میبینی که میوه خریدهاند و یا چیزهای کم قیمت را، دیگر خبری از خرید برنج و ... نیست همه نالان از گرانی همه کالاها؟
پیرمردی میگوید: این زمانه باید بدتر از این هم بشه با این اوضاعی که مردم راه انداختهاند، کوچکترین رحمی نسبت به هم ندارند و نمونهاش را در زمستان گذشته در آن روزهای پر از برف دیدیم که گرگهای انساننما چه بلایی بر سر مردم درآوردند
دیگر ی میگوید: آره باید باشد پارسال اینهمه گندم و محصول برداشتند چه کسی یک وجب زکات داد؟
آنیکی میگوید: آنهایی که بلافاصله پس از برداشت گندم و مزرعه آنرا آتش میزنند عبرت بگیرند. آخه حیوانات بیزبان چه کنند همه جا را میکارند، چه زمین خودشان باشد، چه مرتع و دامدار بدبخت چه کند؟.
به روستای خودمان که میروم دود از کلهام بلند میشه؟ که این را جدا خواهم نوشت؟
بحث اصلی
همه مردم اینجا چشم به اقدامات دولت و مسؤلین جهاد کشاورزی دوختهاند و همه جا شایعاتی هست که فلان میکنند و فلان میشه، اما مردم بیشتر روستاها از جهاد و وامهای کشاورزی مایوس هستند؛ چون آنان تا بحال از این کمکها به میمنت پارتیبازی و حقههای اداری چیزی نتوانستهاند بدست بیارند و امسال نیز به سان همان سالها که وامهای سیل و خشکسالی در شهر قرهآغاج تقسیم شده، است وفرقی هم نمیکند چون اگر به روستائیان این وامها داده شود دوباره برای خرید گندم و جو مورد نیاز دامهای روستائیان به مغازهداران قرهآغاج برگشت داده خواهد شد و این کار مسؤلین منطقه در کاستن از گردش پول قابل تقدیر است!!! حالا جو و ... هم به روستائیان نرسید که مهم نیست نسیه دوبرابر و سه برابر که نمرده است- پیرمردی اهل یکی از روستاها میگوید خشکسالی به ما ضرر میزند شکی نیست اما به این مغازهداران قرهآغاجی که تمام دارو ندار و درآمد ما مال آنهاست بیشتر ضرر میزند بالاخره ما که همیشه با لباس کهنه و نون ماست و پنیر زندگی میکنیم امسال را نیز رد میکینم به عبارتی همیشه اینطور زندگی کردهایم منتها این نبودن علوفه برای حیوانات بیزبان من را بیشتر اذیت میکند.
در برگشت از شهرستان سقز گذر میکنم اینگار نه اینگار که اینجا باران نباریده و یا کم باریده است مردم یونجهها را چیده اند مزارع بلند و سرسبز مثل سالهای قبل و خیلی جاها کشت آبی و قطرهای و ...، و احساس میکنی در یک کشور سرسبز هستی اینجا هم کوهستانی است چاراویماق هم
کاش مسؤلین پرمدعای چاراویماق هم سفری به این شهرستان داشته باشند و ببینند که آنجا چه کارها شده است و چرا خشکسالی تاثیر چندانی بر مردم منطقه مذکور نگذاشته است.
1. آیا چاراویماق به اندازه کافی آب ندارد؟
2. آیا زمین به اندازه کافی ندارد؟
3. آیا نمیشود در این شهرستان از تکنولوژی روز استفاده کرد؟
4. آیا نمیشود در این شهرستان باغداری را تشویق و گسترش داد؟
مسؤلین محترم چاراویماق!؟ به جای اینکه این همه با مردم منطقه مخالفت کنید گره از مشکلات مردم باز کنید به خدا عمر نماینده فعلی هم به سر خواهد آمد و آنوقت خواهید فهمید که چه اشتباهی کردهاید آخه شما نماینده و گماشته دولت هستید نه نوکر حلقه به گوش اسماعیلی، اگر او به شما اجازه کار نمیدهد و در صورت مخالفت باعث عزل شما میشود، این را به مردم اعلام کرده و خودتان کنارهگیری کنید، بالاخره روزی این خائن از منطقه ما رخت بر خواهد بست با همه نوچههای و حلقه به گوشهایش
آقایان جهاد! عوض اینکه در روستاها مردم را بترسانید که اگر به اسماعیلی رای ندهید خبری از کود و وام و کمک نیست به داد مردم برسید لیست رایهای داده شده به اسماعیلی در روستاها را پاره کنید که اولویت بندی روستاها برای دریافت امکانات و خدمات آن لیست سیاه شده است. بترسید از ناله و نفرین مردم بترسید از آن همه حیوانات زبان بسته که به قیمت کمی در بازار قرهآغاج به خاطر نبود تغذیه و آب فروخته می شوند. چرا آب شاخه ای از رودخانه آیدوْغمۇش از این شهرستان بدون کوچکترین استفادهای عبور میکند؟
تا کی؟ یک نگاهی به آمار جمعیت روستاها بکنید میخواهید همه را بکوچانید؟ میخواهید همه روستاها را به سان 20 – 30 روستاهای خراب شده خراب کنید؟ آخرش بر چه کسی ریاست خواهید کرد؟
آیا میدانید که بیماریهای حاصل از خشکسالی نیز به سان خشکسالی، روزانه چندین قربانی از دامهای منطقه میگیرد؟
آیا از خودتان پرسیدید که چرا مردم خیلی روستاها از طرح مثلا واکسیناسیون شما در مورد دامها استقبال نکردند که هیچ، بلکه با آن مخالفند؟
آیا نپرسیدید که چرا بعضی از مثلا دامپزشکان شما روزهای جمعه و قاچاغی به واکسینه کردن احشام بعضی روستاها اقدام کردهاند و چه پولی به جیب زدهاند؟
آیا با گذشت حدود ده سال از ارائه آرد سهمیه بندی به روستاها خبر دارید که این مقدار سهمیه اختصاص داده شده در روستاهای کوهستانی خیلی اندک است؟ و از طرفی آنها دسترسی به نانوائیهای شهر ندارند. و امسال خبر دارید که آرد 40 کیلوئی 10000 تومان به طور قاچاغی در شهرستان معامله میشود؟
آیا در شما خبری از وجدان هست ای مسؤلین بومی شهرستان شما کاری بکنید
تاکی بسوزیم؟؟
اصلا کلمهای نیست که بشود شما را توصیف کرد
این است وضعیت مردم شهرستانی که صددرصد جمعیت واجد شرایط آن در انتخابات شرکت کردهاند و همه میگویند به اسماعیلی رای ندادیم ولی نماینده شد. شخصی میگوید وقتی شنیدم به جای فلانی که انتظار پیروزیش را خیلیها داشتند اسماعیلی نماینده شده است بیاختیار نشستم و گفتم چهار سال دیگه وای بر ما و بر شهرستان ما؟ و تا 4 سال آینده کی مرده کی زنده؟
http://dasbulaq.blogfa.com/post-326.aspx